اهنگ..........
یک لیوان شیر روی میز
ته نوشته های دیشب
جای زیر سیگاریم خالیه
۱۳ میس کال همراه ۵ مسیج
این یعنی نگرانمه.........
چرا گوشی برنمیداری بهش نمیگی دیگه میخوای تمومش کنی
...............................
صدای ابجی بزرگه : پسره خوبه ....فوق لیسانسه ....
کار هم که داره .......خونه هم ........خانواده دار
بابا بذارین بیاد .........دیگه وقتش رسیده یکم درمورد سارا جدی عمل کنیم
------------------------
صدای خواهر کوچکتر از اون یکی : بابا اینا خانوادشون یکجورین هواستون باشه
اینطوری فکر میکنن مشتاقیم ......یکم ناز کنید
سارا جون خودتو دست کم نگیریها
خیلی هم رو باز بیا جلوشون بفهمن دختر چشم گوش بسته ایی نیستی نخوان امل بازی دربیارن
صدای اون یکی خواهرم : چرند نگو .اینا نون مذهب میخورن
سارا چادر میپوشیها ........وای بابا یک وقت نرم نشین مفت مفت همه چیزو تموم کنید
اوندفعه سر مهر لیلا خیلی با خانواده ف کوتاه اومدین
بابا میخنده : نیس خیلی هم به توافق رسیدیم .الن لیلا خانم دارن پرستار برای نورسیدشون استخدام میکنن
نکنین این کارها رو ........بذارین سارا راحت بره
و صدای جیغ و غرولند هر دو خواهر تحصیل کرده ولی بی شوهر مانده من
------------------------
حالا گیریم یارو خوب
چطور میتونم بهش بگم : هی عمو .ما قبل تو ..........
حالا گیریم نگفتیم .........شب عروسی هم طی شد
پیش خودمون چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حساب کتاب چجور پس بدیم
------------------------
باز صدای تلفن ........ این دفعه دوست دوران بچگیمه .....خانم دکتر آ ....داره تموم میکنه
میزنه زیر گریه : چی شده بنال
با هق هق : علی زن گرفت .....بیخبر من .......مگه من چی گفته بودم که منو نخواست
علی دوست پسره بیجنبه و احمقشه
: اخه من فدات بشم خانمم .تو دکتری ........به یورت ..شعور نداشت ........کی از تو بهتر .حالا حتما رفته ازین املا رو گرفته نه؟؟؟؟؟؟؟
ـ اره ......میگه دختر مدرسه امام صادق بوده .همش ۱۸ سالشه
سارا میبنی .........به من میگه سنم زیاده .وای خدا منو بکشه .بعد از ۴ سال دوستی حالا پیر شدم براش
-----------------------
سعی میکنم به اقایون فحش ندم .همه که مثل هم نیستن ....
ولی چرا کسی فکری نمیکنه ...........
خسته شدم بسکه شب روز گریه خانمها رو دیدمو .و زهر خند پسرها
|