امروز فیلم راز رو تماشا کردم
سکرت
واقعا عالی بود
قوانین جذب
---------------------------
خوب.......همیشه به داشتن همسری خوب فکر میکردم
نسیبم شد
نمیخوام زیاد رمانتیک باشم
ولی..........
اون یک مرد.........
مرد...........
قوی........با ظاهری دلپسند
و بوی خوب و بازوهای دوست داشتنی
و از همه مهمتر صبور
---------------------------
بابا خیلی زودتر از اونچه فکر میکردم داره زمین گیر میشه
دیروز خورد زمین و مجبور شد منو صدا کنه
نمیتونست بلند بشه
من با خنده تصنعی گفتم
: بابا ....تقصیر این عصاتونه......جنس چوبش گردو......خوب نیست جونی نداره......تزئینیه......دیدین شکست کار دستتون داد .........
ـ اره.....اره......ولی ناجور خوردم زمین........کمک کن ببینم
...................
نتونستم بلندش کنم.........نمیتونست از درد تکون بخوره
نفسم تنگ شده بود........انگار دنیا تمام شده باشه
یک لحظه مردی رو دیدم جلوم که داشت از هم فرو میپاشید
اونم در عرض کمتر از یک ماه
.......خدا..............خدا...............حکمت .............حکمتت چیه؟
---------------------------------------
کوروش ارومم میکنه......دلداریاش بیشتر عصابمو خورد میکنه
: کوروش بابای من حالش خوبه........چرا فکر میکنی من نگرانم........اون چیزیش نیست.......واسه هر کسی پیش میاد
حوصله نوشتن رو هم ندارم........هنوز وسایلمو جمع نکردم
اصلا نمیرم دانشگاه
میمونم پیشش
کوروش: سارا جان شنبه کلاس داری؟
ـ منظور؟؟؟؟؟؟؟؟؟
: هیچی فقط میخواستم ببنم اگر بشه به دوستم بسپرم بره با استادات صحبت کنه........هفته دیگه بری دانشگاه
چقدر این پسر خوبه........شایدم خر..........یا احمق
هر مرد دیگه ای بود میزد ور گوشم تا درست صحبت کنم.......
میپرم تو بغلش
: معذرت میخوام .......کوروش باور کن دست خودم نیست ........مثل سگ شدم........نمیتونم درد ...........نمیتونم عجزشو ببینم.........
موهامو نوازش میکنه: مگه من چیزی گفتم عزیزم..........تو خانممی.........تو عزیزمی.......برای منم سخته.........ولی باید صبر کنیم.......اروم باش عزیزم..........اروم باش..........
------------------------
خدایا ممنونم....................خیلی بزرگی.////////////
خیلی خوبی.........
این نعمت.......این دیگه اخرشه............فکر نمیکنم هیچ ثروتی به این اندازه ارزش داشته باشه
|